لوزه

ما که بچه بودیم از هر سه نفر ٬ یکی می رفت لوزه اش را عمل می کرد 

حالا سالهاست که نشنیده ام کسی عمل بکند 

شاید دکترهای لوزه عمل کن رفته اند سراغ عمل دماغ 

یا شاید تشخیص دکترهای آن موقع همگی اشتباه بوده 

یا شاید هم عمل لوزه بهانه بود و به عشق بستنی خودشان را می زدند به لوزه درد 

به هر حال اینکه دیگر هیچکس لوزه درد ندارد کمی عجیب و غریب است . 

 

حشره

 

 

- بابایی این صدای وزوز چیه ؟  

- صدای زنبوره پسرم

 

- زنبور چیه بابا ؟ 

- تو نمیدونی زنبور چیه پسرم ؟ 

- نه نمیدونم 

 

- شما به اون حشره زحمتکش که میره روی گلها میشینه و توی کندو عسل درست  

می کنه چی میگین پسرم ؟ 

- میگیم خسته نباشی حشره زحمتکش  

 

- خیلی ممنون ... 

 

شکوفه نو...

.

از یه بنده خدایی یه فحش جدید یاد گرفتم : "ننه کاباره ای". فحش خیلی قدیمی و آنتیکیه. واسه همون زمون کاباره هاس. اختراع جوانی های پیرمردای الان که هم برای کاباره رفتن و لذت بردن از دید زدن رقاصه هاش پول میدادن هم وقتی میومدن بیرون از کلمه ی کاباره ای بعنوان فحش استفاده میکردن. این نشون میده تناقضات اخلاقی و رفتاریِ نسل ما یه پدیده ی نوظهور نیست و ننه کاباره ای بودن بین ما یه چیز ملی-ژنتیکی-تاریخیه.  

.

با شلاق نگاهت



کاش برده ای بودم 
      بادندان هایی سفید
              و پوستی که بوی چرم می دهد
 برده ای با گوشواره های بلند
      که  در یک بعد از  ظهر خواب آلود
                         زیر بازوهای آهنی تو داغ می شد

بیچاره تابستان!

تابستان آمد 

تابستانی که به جز داغی تن یار و خنکای آب و شیرینی هندوانه و عرق ریزان روح!! 

در شعر هیچ شاعری جایی ندارد... 

خوشا به حال سرمای زمستان و خزان پاییز و سبزی بهار!

از دور آسان مینمود عشق ... ولی ...

یا علی گفتیم و ...

                    ... افتاد مشکل ها !

مزخرف المعانی!

 

کسی میدونه چرا دپ بودن نشونه ی عاقلیه 

و شاد بودن مترادف مشنگی؟ 

 

آخر شام!

 

شام آخر - اثر لئوناردو داوینچی 

آبجی کبری ام میگوید اسم این نقاشی شام آخر میباشد ولی من فکر میکنم اسمش آخر شام میباشد چون هیچی غذا روی میز نیست و بعضی از فامیل ها دارند با هم حرف میزنند و بعضی هایشان هم از آن آقا که وسط نشسته است و صاحبخانه است و احتمالا دیروز تاکسی خریده است که دارد به همه ی فامیل شام میدهد تشکر میکنند. بابای من هم وقتی تاکسی خرید به همه ی فامیل شام داد. آدم باید آخر شام از خدا برای نعمتهای خوبی مثل قیمه و نوشابه زرد که به ما داده است تشکر بکند. بعد هم باید چیزهایی که زورش میرسد را بردارد و بگذارد توی آشپزخانه. باتشکر.

شاعر تمام شده

 شعری نیست

وقتی نه شوق بودنت را دارم 

و نه غم نبودنت را.. 

 

بازی چرخیدن آدم دور خودش ممنوع!

 

بازی چرخیدن آدم دور خودش ممنوع: این بازی اینجوری است که آدم انگشتش را میگذارد روی زمین و ده بار دور خودش میچرخد و بعد میرود انگشتش را میزند به سوراخ کلید در خانه ی علیرضا اینا. این بازی خیلی کیف میدهد و آدم خیلی در آن میخندد ولی آبجی کبری ام میگوید این بازی خوب نیست چون آدم نباید در زندگی اش به کسی که سرش گیج میرود و سوراخ کلید را پیدا نمیکند بخندد. باتشکر.