صحبت عشق نیست

لعنتی! به تو عادت کرده بودم.. 

 

کراوات خالخالی از تهران!

.

کراوات خالخالی از تهران! : با سلام بنده دیشب خواب دیدم دارم همینجوری خوشحال و خندان برای خودم پشت ویترین زندگی میکنم که یکدفعه یک عده داد میزنند "بگیرید این دراز آویزان طاغوتی را!" و بعد هم میریزند داخل مغازه و دستگیرم میکنند! آقا این تعبیرش چیست!؟ تعبیر! : تعبیرش اینست که قرار است اداره ی اماکن نیروی انتظامی در طرح جدیدی برخورد با فروش کراوات را تشدید کند! (لینک) کراوات خالخالی از تهران! : خوابگذار جان! حالا شما سندی چیزی داری که ما را گرفتند بیایی آزادمان کنی!؟ ما موجودات خیالی که جز شما کسی را نداریم!  تعبیر! : نه به جان شما! ما خودمان مستاجریم! اگر سند داشتیم که میرفتیم سگهای این پست را آزاد میکردم! فقط میتوانیم دعا کنیم که در زندان به اعمال خودتان فکر کرده و توبه کنید و تبدیل به جورابی شرتی چیزی شوید بلکه عفو بخورید! 

.

شاید اتم نام دیگر عشق توست !

کوچکترین واحد سازنده ی هستی من ...

مسابقه وبلاگی روز مرد

میگم بیایید ما آقایون وبلاگی به مناسبت روز مرد یک بازی وبلاگی خاله زنکی راه بیندازیم  

و ببینیم کداممان بهترین و گرانترین شورت و زیرپوش را هدیه می گیرد . 

پایه اید ؟ 

 



عشق امدادگر ساکنین ویرانه های تنهاییست ...

_هلال احمر قلب ها_

با نماد "لبخند سرخ لب های تو"


+




جانم را بگیر


حالا که به لبانم رسیده است.



.

تجری من تحت الانهار! اکازیون! بدون نیاز به عمل صالح!

جای خالی را با گزینه ی مناسب پر کنید:  

در ....... برای ....... منزلگاههاییست که در آن آبشارها و برکه ها و نهرهای روان است و دستگیره دربهای آن از طلاست.  

الف) بهشت - نیکوکاران! 

ب) افسانه ها - پادشاهان! 

ج) اکس پارتی ها - مصرف کنندگان!

د) منطقه ی فرمانیه ی تهران - مایه داران! 

راهنمایی: لینک!  

این را هم بخوانید: رواج ساخت واحدهای 25 متری در پایتخت (لینک)

ضرب المثل بلاگی

مار از پونه بدش میاد 

اولین نفرهم براش کامنت میذاره نکبت ...  

 

 

 

 

 

 

- بابایی ؟ 

- جان بابا ؟ 

 

- چرا همیشه توی اخبار ورزشی تلوزیون ٬ ورزشکارای ما این همه قهرمان میشن و روزی چهل تا مدال می گیرن ولی وقتی میرن المپیک از بین اون همه آدم فقط دو نفر مدال می گیرن؟ 

 

- دلیلش اینه که ما کللن ملت متوهمی هستیم پسرم 

 

- متوهم یعنی چی بابا ؟ 

- دقیق نمیدونم پسرم همینجوری گفتم 

 

دانکیانه !



زین ِ خر بوسید مجنون ؛ گفت با هر آه ِ خود :

روی این بنشسته لیلی با نشیمنگاه ِ خود !


.