البته از این مراقبت تب ِ قمار هم حاصل می شود که همان مgh اربت را می رساند چون قمبل جنابعالی چونان اسبان مسابقه ای ارزش شرط بندی و شورت نبندی دارد در حد لات لیگا!!!
البته «تَـرَق بما »هم حاصل می شود که به نوعی تداعی کننده ی قانون سوم نیوتن است ما در راه مراقبت مبادرت به m قاربت می کنیم و بابک در جهت مخالف ولی برابر با زوری که دیده ؛ ترق به ما در می کند تا هم خودش راحت شود و هم بادی بر حق ما بوزد تا سرحال بیاید برای راند بعدی.
که عبارتست از واکس زدن بر حق ما تا برق بیفتد بنحوی که سنت کیای مقدس تمثالش را در پان ببیند و نیز چرب کردن قمبلش تا حدی که ما وقتی به حق نزدیکش شویم بی اختیار بخوانیم:
وه ! چه برقی دارد دست به قمبل نزنید حق زیبا دوبرابر شده است
که سنت کیای عزیز بر مدار حق ما به ملکوت می رود ولی ترس از سقوط اورا وا میدارد که بگوید : تاق مبر یعنی بسه همینقدر دیگه تا تاق ِ بالایی مبر مرا و بیاور پایین تا قرت بام نشدم.
الهه ی دیگری ست به معنای رمق دهنده و در باور کیاییان ! وقتی از شدت حق خوری بی رمق می شوند او میاید و رمق به کامش می ریزد تا کم نیاورد از حقی که بر گردنش اینگونه راست شده...
وقتی کیا این پیام را مخابره کند یعنی از شدت تب !!!! به قار قار افتاده ام بیا و در غار من مراتب حق گذاری را بجای آور تا کلاغان چهل تا نشده اند و رسوا نشده ایم
معنیه آقایان رو!می شه از خط آخر فهمید! و این موضووع اصلا خاک برسری(هموون ۳۰آc)نیست! و ذاتاً جمله ی اول تاریخی-ست و جمله ی آخر زمان حال را بازگوو می کنه!
ای مرااقب بابک خان شوما مراقب خوووووووووووووبی خواهیدشد و ای بابک خااااااااااااااان جان شوما نیییییییییییییییییییز مراقب ِ مراقبت بااااااش و حق مرااااقبتش راتا عرق بر جبییییینش سردنگشته اعطا نمااااااااااااااااااا باشددددد که رستگاااااار شوییییید هردووو یتااااان اوهوم یاحق...
آوااااااااااااااااا..! یعنی رسما مردم و زنده شدم از خنده با این کامنتت به گمونم به معانی حقیقی حق و حقوق و اینها در این وبلاگ آشنا نیستی که این کامنت رو گذاشتی فدای سرت!..همون بهتر که اشنا نیستی!!! (ممنونم آوا...خودت بهتر میدونی این روزا زیاد حالم خوب نیست..مرسی برای خنده ی عمیقی که امشب ناخواسته به دلم نشاندی..)
ای بابا گیجم کردی؟ هی دارم پس و پیش می کنم. چی قراره در بیاد ازش؟
اسم بچه رو چی میخوای بذاری حالا؟!
میشه بگی اینجا مراد از "آقایان" و "ما" دقیقا کیه کیامهر خان؟
این مینیمال بعد سیا si داره یا اینکه صرفا با یک دیالوگ شبه فمینیستانه طرفیم؟
بعد از پست ها آلن چشممون به پستهای قدیس روشن
یکی بیاد من و روشن کنه
اتفاقن
مقاربت هم نوعی مراقبت است که فقط نصیب امثال ما میشود تا ۶ دانگ حواسمان را صرف تاخیر و افزایش هم صحبتی با زیباصنمی چون شما گردانیم
البته از این مراقبت
تب ِ قمار هم حاصل می شود
که همان مgh اربت را می رساند
چون قمبل جنابعالی چونان اسبان مسابقه ای ارزش شرط بندی و شورت نبندی دارد در حد لات لیگا!!!
در این صورت "راوی" ای کاش ,مجبورست به پدر روحانی اکتفا کند !
نوع چرخش روایت جالبناکه,مرسی.
_________________________
I added cool smileys to this message... if you don't see them go to: http://e.exps.me
البته
«تَـرَق بما »هم حاصل می شود که به نوعی تداعی کننده ی قانون سوم نیوتن است
ما در راه مراقبت مبادرت به m قاربت می کنیم و بابک در جهت مخالف ولی برابر با زوری که دیده ؛ ترق به ما در می کند تا هم خودش راحت شود و هم بادی بر حق ما بوزد تا سرحال بیاید برای راند بعدی.
و اما کلمه ی "مبارقت"
که عبارتست از واکس زدن بر حق ما تا برق بیفتد بنحوی که سنت کیای مقدس تمثالش را در پان ببیند
و نیز چرب کردن قمبلش تا حدی که ما وقتی به حق نزدیکش شویم بی اختیار بخوانیم:
وه ! چه برقی دارد
دست به قمبل نزنید
حق زیبا دوبرابر شده است
و اما "قبا ترم"
همانطور که مبرهن است اشاره به تر شدن قبای مقارب الیه دارد.
دیگری واژه ی « قِرت بام » است
که سنت ِ مقدس از شدت اینهمه نزدیکی و تشدید مراقبت بر بام شده و قِرت و قِرت باد از معده اش تهی میسازد .
و اما "تاق مَبَر "
که سنت کیای عزیز بر مدار حق ما به ملکوت می رود ولی ترس از سقوط اورا وا میدارد که بگوید : تاق مبر
یعنی بسه همینقدر دیگه تا تاق ِ بالایی مبر مرا و بیاور پایین تا قرت بام نشدم.
و اما "بـُراقـِتـَم "
همانطور که واضح است این عبارتیست که کیای عزیز در مقام تشکر می گوید
یعنی حقت فقط مال من است ورنه براق می شوم بر روی هر رقیبی که بخواهد حق خوری کند
. اما "مق تبار"
که همان حق تبار بوده که در گذر زمان به مق تبار تبدیل شده
دیگری "تَـبَـق مار" است
که اشاره به حق من دارد وقتی سنت قدیس این را بگوید
یعنی حقت را چون ماری در طبق بگذار ازبرایم
دیگری "بر ما تَق " است
یعنی بیا و بر ما تقه بزن
خیلی خووب گفتید!
مرسی ب کامنتا!:دی
و اما «برق ِ مات»
بعد از حق خوری ِ سنت قدیس ؛ روغنهایی که در فصل مبارقت گفتیم خاصیت خود را از دست داده و مات شده اند در اثر اصطکاک .
. اما «بت ِ راقم»
الهه ایست از قدیسان کیا نشان که تعداد تقه های حق ما را رقم میزند تا در مکتوب گینس !! ثبت شود و مایه ی مباهات دربار !!
« بت ِ رامق »
الهه ی دیگری ست به معنای رمق دهنده و در باور کیاییان ! وقتی از شدت حق خوری بی رمق می شوند
او میاید و رمق به کامش می ریزد تا کم نیاورد از حقی که بر گردنش اینگونه راست شده...
و اما « قار تبم»
وقتی کیا این پیام را مخابره کند یعنی از شدت تب !!!! به قار قار افتاده ام بیا و در غار من مراتب حق گذاری را بجای آور تا کلاغان چهل تا نشده اند و رسوا نشده ایم
دیگری « تب قرام» است
در اینجا قرام فرو بدوی غرامت است.
یعنی : بیا و حقت در من فروگذار گرچه میدانم غرامتش را با تبهای ۴۰ درجه می پردازم .
واژه های کلیدی مهم همیناست
بقیه ش زیاد مهم نیستن
زت زیاد.
:))))))))))))
مرسی از دووسته ۴۰ ساله ی مان!:دی
عالی گفتی !
اره
لامصب مریضی های ناشی از اون هم بدجور گریبونمون رو گرفته
پست باحال،کامنتا باحال تر!
هررررررررررررررررررررر!!!
منم سوال تیراژه بانو رو دارم .منظور از آقایان کیست؟
ما که باز نفهمیدیم چی شد ، هر چی هم بیشتر دقت کردم و کامنتارو خوندم بیشتر به عالم گیجی رسیدم...
بابام جان(با کسب اجازه و احترام به یکی از دوستان که این تکیه کلامشه) خو یه جوری بگین که ما هم بگیرم مطلبو ...
این تیراژه همیشه خاک بازی می کنه و دل به کار نمی ده
و باعث تشتت اذهان عمومی میشه
آذرنوش جان وارد جزئیات نشو.
والا کامنت های شما بیشتر باعث تشتت اذهان عمومی میشه
معنیه آقایان رو!می شه از خط آخر فهمید!
و این موضووع اصلا خاک برسری(هموون ۳۰آc)نیست! و ذاتاً جمله ی اول تاریخی-ست و جمله ی آخر زمان حال را بازگوو می کنه!
مرسی عاطی جان
فدات آذرنووش!جوون.امیدوارم مفید واقع شده باشه!:دی
:))))))))
سر ِ کار مردم از خنده!!! خدا دلهاتون رو شاد کنه و لبهاتون رو به خنده باز!!!
قار تبم از همه عالی تر بود!!!
برویم یک کم به مریض ها برسیم تا سنت قدیسمان برای جوابگویی بیاید!
بله متاسفانه همینطوره.
متاسفانه.
آرش فقط میتونم بگم تو محشری
همین
۴۰
ای مرااقب بابک خان شوما مراقب
خوووووووووووووبی خواهیدشد
و ای بابک خااااااااااااااان جان
شوما نیییییییییییییییییییز
مراقب ِ مراقبت بااااااش
و حق مرااااقبتش راتا
عرق بر جبییییینش
سردنگشته اعطا
نمااااااااااااااااااا
باشددددد که
رستگاااااار
شوییییید
هردووو
یتااااان
اوهوم
یاحق...
آوااااااااااااااااا..!
یعنی رسما مردم و زنده شدم از خنده با این کامنتت
به گمونم به معانی حقیقی حق و حقوق و اینها در این وبلاگ آشنا نیستی که این کامنت رو گذاشتی
فدای سرت!..همون بهتر که اشنا نیستی!!!
(ممنونم آوا...خودت بهتر میدونی این روزا زیاد حالم خوب نیست..مرسی برای خنده ی عمیقی که امشب ناخواسته به دلم نشاندی..)
مرسی آوا
خیلی خوب بود
حالا اگه پس و پیش هم بشه مگه بده؟ما هم در همین پس و پیش ازشان مراقبتی میکنیم......که نگووووووووووووو!
آرش تو یه دونه ای به خدا...