با اینهمه....

 

 

حتی اگه  

مرغ ِ هوس هم باشی 

دلم برات 

قدّ ِ یه ارزن شده . 

 

 

 

روبان مشکی پرکلاغی...گوشه عکس مردی که هیچوقت به خانه اش نرسید...

دو هزار و سیصد ریال...هنوز خوب یادم است...

که مداد رنگی بیست و چهار رنگ زیبای پشت ویترین گران بود... 

آنقدر که انگشت اشاره ام خجالت کشید به بابا بگوید "آن"... 

چقدر به حسرت هشت سالگیم شبیهی "رنگین کمان خانم"...

صداق

 

 نسبتن دوشیزه ی احتمالن مکرمه 

خواهر ِ مملکت ! 

آیا وکیلم شما را به فـ A کِ از پس و پیش دائم ِ آقای نظام بانکی به مهر و سه طاق ِ! معلوم  

از قرار یک عدد سه! بهمراه دوازده عدد صفر به نیت دوازه امام ، درآورم؟ 

دربیاورم؟وکیلم؟ 

 

 

جگرتو...

خواست جگر زن را خام خام بخورد،

از قرچ قرچ جگر نپخته چندشش شد.

تفش کرد در سطل آشغال...

بیمار جنـSـی

همه چیز مهیا بود که قربانی کند برای خدای پایین تنه اش ...

خلوت ... دخترک ... و ... !

قربانی کرد ... خونش هم سفید رنگ بود ... !!!

شیراز!

 

 

گس و تلخ شده ای 

 ولی گیرایی 

همچون شرابی که 

پهلو به قدمت شیراز می زند. 

 

 

کلاغ سرگردان

 

یکی بود... مثل من...

 یکی نبود... مثل تو... 

قصه ی ما از همان اول تکراری بود 

 

 خیالی نیست  

 من دلم به حال کلاغ بی گناهی میسوزد  

که  هیچوقت به خانه نمی رسد..

مشت آنست که ببوید!

  

 

پیرهن ِ گلدار نپوشی!  

.

عطر گلاش 

مشت منو وا می کنه. 

 

 

ناشیانه!

 

 

 نگو هیچ اتفاقی نیفتاده 

که چشمانت  

خبرچین ترین ِ کلاغانند. 

 

 

اخبار

کسانی که اخبار ایران را تماشا می کنند دو دسته اند : 

 

دسته اول اسکول* اند 

دسته دوم بی تربیت** 

  

 

*     اسکول اسم یک پرنده زحمتکش است که یک مقدار اختلال حواس دارد 

**   بی تربیت کسی است که فحش های زشت و بی ناموسی می دهد .