قطع امید

 

گاهی مرگ تجویز می کنند 

برای بهبودی 

... 

.. 

.

به نشان سوگواری یک دقیقه خفه شویم !


آسمان دود میشود

.

.

.

.

آس مان نابود ... .


آیاتی که هرگز چاپ نشد!


قسم به بغض

و گلوهایی را که میدرد


قسم به اشک

و دلهایی را که آرام میکند


پناه میبرم به اشک

از شر بغض های ترکیده نشده


Separation


-بسه دیگه این بازیا ، دیوونم کردی

او هم خسته شده بود . صبر او هم اندازه ای داشت :

+دیوونه ؟؟ دیوونه منم که تا حالا احترامت رو نگه داشتم ، مثلا شوهرمی !

هر دو به بن بست رسیده بودیم . بی تفاوتی هم اندازه ای ... .

از یکدیگر سیر شده بودیم  ، تختخواب دونفره مان گویا دیگر کفاف ازدحام جمعیت خواسته هایمان را نمیداد ! از هم دور شدیم . من این گوشه ، او هم آن گوشه ... ولی بین زن و شوهر هم فاصله اندازه ای دارد !

آری ... هر چیزی اندازه ای دارد . محبت ، صبر ،  فاصله بین ما ، فاصله ی بین خانه و دادگاه ... حتی فاصله ی صندلی من با قاضی هم اندازه ای داشت ... و خودکاری که در دست گرفتیم و امضایی انداختیم پای آن ورقه ها که قیچی کنیم تمام  این فاصله ها ی لعنتی را ...

ولی حیف ، حیف که  آن زمان نمیدانستیم حتی جدایی هم اندازه ای دارد !!


سلام...  

 

 

 

"ساعت اختراعی برای بشر" افسانه است....

 

                     فقط

کسی دور لحظه های تنهاییش "خط" کشیده بود....

ساعت 

 

 

بیایید کلاغ نباشیم!


سخت است

واقعا" سخت است

اینکه قصه تمام شود و تازه بفهمی

تو تنها،کلاغی بوده ای که به خانه نرسیده است..!


رها می شوم در بی خیالی دود

 

سردرگمی در میان یک خروار جزوه ی کپی شده 

حسرت کلاسهای نرفته 

حس لَزِج نفهمیدن 

... 

.. 

دلم سیگار می حواهد 

رونوشت ندارد



می نویسم
نه من سبک می شوم 
نه کاغذ سنگین 
می بینی
هیچ کس درد آدم را نمی کشد 



...


در ادامه "نسیان" :


روزی پیرمرد علیلی میشوم

که با زخم بسترش هم اگر  بسازد

درد بی همبستری امانش نخواهد داد



لامصبا ، زور آدم هم که بهشون نمیرسه !


این آهنگ هایی که آدم ازشون خاطره بد داره و از همه جا دلِتشون کرده خیلی کینه ای و بی شرف هستن !!! کلی صبر میکنن که خوب فراموششون کنی بعد زهرشون رو میریزن . مثلا یه روز خیلی خوب که میگی و میخندی و شادی یهو از تو ضبط تاکسی میان بیرون و باهات دست به یقه میشن ، جوری که حس کنی داری خفه میشی ... لامصبا ...