آسمانی ابری ، دلی ابری تر


جز رصد ماه صورتت

سهم منِ عاشق شب موهای تو چیست ؟

وقتی که جایی ندارم درسفینه ی سرنوشتی که راهی تو میشود ...




ارتفاع پست

 

من مگسم ! 

به این راحتی ها    

دست نمی کشم 

از کثافتی مثل تو !

... 

.. 

.

سرکوب



چشمم دو دو میزد دنبالش.دیگه کم کم اعصابم داشت خط خطی میشد که لالوی شلوغی پیداش کردم.بیخ گلوش رو گرفتم و چسبوندمش به دیوار.محکم نگهش داشتم که یه وقت هوس سر خوردن و فرار به سرش نزنه و اونقدر توی سرش کوبیدم تا صاف و محکم و بی حرکت سر جاش ایستاد.نفس راحتی کشیدم و با سر آستین عرق پیشونی رو گرفتم.یکی دو قدم عقب گرد کردم و خوب نگاش کردم و وقتی از جای میخ مطمئن شدم قاب عکس رو روش گذاشتم..!





جیش کردن در رختخواب ممنوع!





جیش کردن در رختخواب ممنوع!


آبجی صغرایم میگوید:آدم هیچوقت نباید در رختخواب جیش بنماید..آبجی صغرایم میگوید

رختخواب یک وسیله ی شخصی است مثل مسواک..میگوید آدم که روی مسواکش جیش

نمی نماید..آبجی صغرایم میگوید: آدم بهتر است قبل از خواب برود دستشویی تا اینکه در

خواب فکر کند رفته است دستشویی..آبجی صغرایم میگوید:خوابیدن با مثانه ی پر مثل

حرف زدن با دهن پر است..همه اش میریزد..البته منکه نفهمیدم منظورش از مثانه چیست

ولی فکر کنم مستانه دختر خاله ملوک را میگوید..که البته در اینصورت آبجی صغرایم

کمی بی ادب شده است..اما راستش را بخواهید آبجی صغرایم غیر از این مورد آخر بقیه

را راست میگوید..آخر اگر آدم قبل از خواب به دستشویی نرود صبح مامانش می آید

و پتو را بلند میکند میبیند: بهله..به به به..جا تر است و بچه هم اتفاقا" هست و دارد

غرق میشود..بعد آبروی آدم میرود..البته من میگویم آدم اگر هم میخواهد در رختخوابش

جیش بنماید بهتر است همان اول شب بنماید تا اینکه بگذارد برای دقیقه ی نود..

چون اگر همان سر شب جیش بنماید تا صبح خودش خشک میشود..من خودم یکبار

در دقایق پایانی جیش نماییدم..و تا خود صبح مشغول فوت کردنش بودم تا خشک شود

پس نتیجه میشود که آدم هیچوقت نباید در رختخواب جیش بنماید..!با تشکر..!




کارتن خواب


آدم برفی نمی سازم؛

برف اگر آدمیت سرش می شد نمی بارید روی سر تو

رو سپیدت نمی کرد..!



+مشهد یه دست سفید شده :)

برایت تور می سازم



 صیاد که تو باشی

         طعمه هم نمی خواهم
 فقط بنشین کنار رود 
              و نامم را صدا بزن






دوخت و دوز!


این بار را تو بریدی و من دوختم؛

تو دل از من

و من چشم به راهِ آمدنت..!



بی تاب

آرام میرود جلو. به دخترکی که روی "تاب" نشسته می گوید :
« می شود من هم کنار تو بنشینم »
آری...
همیشه از یک "بی تابی" شروع می شود

چونان گالیله ام در زمان خویش



میخواهند به توبه وادارم کنند

از آن روز که فریاد کردم

تو مرکز جهان من هستی و

من دور تو میگردم...




+جرقهٔ ایده از این پست



مداد رنگی های من کو؟میخوام طوطی درست کنم!


آرایش کردن دخترا

دقیقن همون رنگ کردن کلاغ و

انداختنش جای طوطی به مردمه..!

البته بلا نسبت..!