ترد و نرم و نازک نارنجی
اوه, خدایا!
تو چقدر شبیه شکوفه های بهار نارنجی!!!
بابا تعریف می کرد که سالها پیش وقتی لیست حقوقی معلمهای شهریار را می داده اند
دو تا از معلم ها به نام های حُر ب ... و جمال ب ...
اسمشان توی لیست پشت سر هم بوده است . خب آنوقت ها امکانات چاپ مثل امروز قوی نبود . پرینتر و کامپیوتر و اینها هم نبود . لیست یکبار با ماشین تحریر تایپ می شد و سالهای سال از همان کپی می گرفتند و استفاده می کردند .
الغرض٬ نقطه اسم آقا جمال آمده بود بالای اسم آقای حُر
یعنی اولی شده بود حمال و دومی هم شده بود خر
عرضم به حضورتان که عنوان پست قبلی هم جمال الملک بود نه حمال الملک
نقطه اش را جا انداخته بودیم متاسفانه ...
شعر مرتبط : مگس روی رای رحمت برید که از رحمتش ٬ زحمت آمد پدید
با مداد رنگی ٬ یا آبرنگ ٬ یا گواش
شاید هم سیاه قلم
نمی دانم با چه تکنیکی ناز تو را بکشم ...
دلش شکست
بدجور هم شکست
صدایش حتی تا اینجا آمد
دلم سوخت
خیلی سوخت
وقتی چشمهایش را دوخت به دوربین
و با آن صورت زشت ولی بامزه و تپلی گفت :
السون و ولسون قلب منو شیکستن
چه شیطونایی هستن ...

سال ۸۸ یکروز وسط شلوغی ها با یکی از بچه ها منتظر ماشین بودیم . هیچ تاکسی و سواری سمت انقلاب و آزادی نمی رفت . تا اینکه یک ماشین شاسی بلند مشکی ترمز زد و سوارمان کرد . توی راه من و رفیقم هرچه از دهنمان در می آمد بد و بیراه گفتیم به ...
پلیس یک قسمتی از راه را بسته بود و به ماشین ها اجازه عبور نمی داد . راننده دست کرد توی جیبش و کارتی به آنها نشان داد که همه به او احترام نظامی دادند و راه را باز کردند .
من و رفیقم شا...یدیم به خودمان . تا آزادی دیگه نه حرف زدیم نه نفس کشیدیم .