الان داره برف میاد حمید... دانه... دانه... دانه های ریز برف...

مثل آن شبهای روشن سرخ کودکیهایمان که آسمان دل دل میکرد که برف ببارد...مثل همان شبهای سرد که یک بخاری نفتی تمام دنیایمان را گرم میکرد با ذوق از پنجره کوچه را نگاه میکردیم و خدا خدا میکردیم تا دانه دانه برف ببارد...ببارد...آنقدر ببارد که فردا که چشم باز میکنیم کوچه سپید باشد...که کوچه آدم برفی باشد...تا دستکشهای بافتنی هفت سالگیمان را از صندوقچه بیرون بیاوریم و یک دل سیر برف بازی کنیم...تا دستهای چروکیده مامان بزرگ را در دستهای کوچکمان بگیریم و بیاوریمش لب پنجره که..."مامان بزرگ...ببین...عروس برون فرشته هاس...داره برف میاد"...
آری...درست مثل همان شبها...چشم دوخته ایم به این کوچه...و خدا خدا میکنیم تا فردا صبح که چشم باز میکنیم این کوچه سپید باشد از دانه...دانه...دانه های ریز حرف...
خدا خدای لب پنجره اش با ما...
هزار دانه برف سپیدش تقدیم شما...
حمید باقرلو / اولین پست دانه های ریز حرف / دوشنبه 14 شهریور 1390

بشکن بشکنه بشکن!

خبر: انهدام ۶۰۰۰ قلیان دیگر در اهواز (لینک)

به نظر شما علت اینکه هنوز میلیونها مین عمل نشده در مناطق مرزی استان خوزستان سر و مر و گنده تشریف دارند و قربانی میگیرند ولی مسئولین جای انهدام مین ها به انهدام قلیان ها همت گماشته اند چیست!؟ : 

۱- قلیان ها برای سلامتی مردم زجرکشیده و حماسه ساز و غیور استان خوزستان مضر هستند ولی مین ها نهایتا آنها را شهید میکنند! ۲- برای خرید مین ها خیلی پول خرج شده و آدم دلش نمی آید منهدمشان کند! تازه اگر دوباره جنگ بشود ممکن است بدرد بخورند! 3- قلیان ها قل قل میکنند و آلودگی صوتی ایجاد میکنند ولی مین ها صدایی ندارند و مثل بچه آدم سر و سنگین در مرزها حضور دارند! ۴- انهدام قلیان ها یک مقداری راحتتر از انهدام مین ها است! مضاف بر اینکه خطری هم ندارد و تازه کلی هم حال میدهد!

مترود!!!!

 

 

گرمای نگاهت 

طراوت از انابتم گرفت 

 

توبه ام خشک شد 

 

 

شکست. 

 

 

حتی پیامبراش



طفلی خدا، نه می تونسته بگه جون مادرم نه می تونسته بگه ارواح خاک بابام. هی به زیتون و قلم و اینا قسم خورده . واسه همینم هیشکی حرفشو باور نمی کنه

هیاهو

 

 

غارت و چپـــــاول نبُــوَد مظهر لــــختی 

زیرا که مهم ؛ قصه ی گلشیفته باشد 

 

 

 

دلارام !

هر وقت نام شما به گوشم میرسد بی اختیار لرزشی تمام قلبم را فرا میگیرد ... این دل خسته ام دیگر طاقت این همه دوری را ندارد ... رویای هر شب و روزم وصال با شماست و خوشبختیم فقط در رسیدن به شما خلاصه میشود ... هر ساعت و هر لحظه که میگذرد تمام دارایی من در مقابل شما کم ارزش و ناچیزتر میشود و عشق من به شما فزون تر ... هر روز گوش به اخبار میسپارم تا طنازیتان مدهوشم کند ... چشم به بالا پایین شدنتان میدوزم و رقصتان عقل از سرم میبرد ... مطمئنم هیچ گاه نخواهم توانست که عشقم را توصیف کنم ... همینطور که شما هیچ گاه نمیتوانید حجم غم این فراق که در دلم انبار شده است را درک کنید ... مگر اینکه سرنوشت رای به رسیدن ما به یکدیگر دهد و شما متعلق به من شوید ... آن هنگام است در آغوشتان خواهم گرفت و بعد از بوسه ای صدایتان خواهم زد :

-دُلـارامممم .... !!!

زوم می کنم رفتنت را

 

 


زیباترین منظره های دنیا هم فقط ،

               پس زمینه عکسی هستند

                 که از جای خالی تو گرفته ام



 

 

تفاوت!

مــــَــــــــــــــــــــــــــــــرد میشوند کوه ها اگر..

توانستند فوران های مذابشان را قورت دهنــد!


گلدان و گلاب

 

 

زد مهر سکـــــوت روی ورّاجی ها
روی زر ِ مفت ِ خاله خانباجی ها 

زان کوه ِ نمک! دورباره او پوزی زد 

بـر حاشیه رفت فیلم اخراجی ها