-
بیکاری
1391/02/13 10:04
عزرائیل : آخه من چرا باید اینقدر کار کنم ، اون وخ جبرئیل از 1400 سال پیش تا حالا بیکاره. تازه بازم صد رحمت به اون ، اون اسرافیلو بگو که کارش اینه که فقط آخره دنیا بوق بزنه. خدا :
-
زیر پایم سفت نیست
1391/02/12 20:43
Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA شاید آسمان هر جا همین رنگ باشد، ولی من به جایی خواهم رفت که بی تردید ، زمینش سبز تر است
-
تخته سیاه
1391/02/12 13:02
چـــــوب معـــــلم ار بـوَد زمزمه ی محبّــــتی بازم من آدم نمیشم جمعه برم سر ِ کلاس روز معلم رو با لبخند تبریک بگیم نه از سر ِ ارادتهای کلیشه ای ! .
-
از بس که ...
1391/02/12 10:52
فیلم مادر - استاد علی حاتمی - تلخی با قند شیرین نمیشه شب رو باید بی چراغ روشن کرد
-
تعلیق
1391/02/11 11:25
بی وزن می شود همه چیز حتی شعر - وقتی برای تو باشد - بیخود نیست که سپید می نویسمت. .
-
خرید چیز بیخودیست
1391/02/11 08:14
به نظر من تمام اجناس توی مغازه ها به سه دسته تقسیم می شوند : دسته اول چیزهایی که خیلی خوشمزه هستند ولی باعث چاقی من می شوند دسته دوم چیزهایی که خیلی قشنگند اما اندازه من نیستند دسته سوم چیزهایی که خیلی بدرد بخورند ولی پول خریدنشان را ندارم
-
کاشکی یواشکی
1391/02/10 08:21
کاشکی بالش ها پورت یو اس بی داشتند که وقتی پر می شدند خالی می کردی تا هر شب خواب بد و تکراری نبینی ...
-
اسب
1391/02/09 17:52
. - کاش یه اسب داشتم. - که غروبا که سایه ها کش میاد و دلت میگیره بزنی به بیابون و موهاتو بدی دست بادی که هوهوی درویشِ همیشه غمگینش دلتو میبره به حسرت دشتی که هیچوقت بهش نرسیدی؟... - وا! ...نه بابا این لوس بازیا چیه!؟....واسه اینکه چشم آزی جون دربیاد!...آخه میدونی!؟ چند روز پیش دوست پسر آزی جون واسه تولدش یه کره اسب...
-
این مردم(5):نمایشگاه کتاب
1391/02/08 23:26
این مردم موجوداتی هستند که بوفۀ خونه شون رو به جای ظرف و عتیقه و عکسِ سفرِ دوبی و آنتالیا، با کتاب پر می کنن! آخه انسان اینقدر باسواد؟! اینقدر بافرهنگ؟! اینقدر یعنی واقعاً؟!؟! خودزنی:از نمایشگاه پارسال 4تا کتابِ نخونده دارم.
-
شست + 5 !
1391/02/08 12:20
- خدا کنه مذاکرات بغداد به جایی نرسه و آمریکا به ایران حمله کنه! - چرا اونوقت!؟ - چون اونجوری میتونیم سالها بعد انقلاب کنیم و با افتخار اونارو بیرون بندازیم تا دوباره سرنوشت خودمون دست خودمون باشه!
-
یک دست حرف ساده و یک دست نعش سار...
1391/02/07 15:22
دوباره مستی و حسرتِ "یک دست جام باده و یک دست زلف یار" ای آسمان به دوش به هم نرسیدنهایمان دو دست تازه ببار...
-
شبیه پیچ امین الدوله...
1391/02/06 17:20
دلم گیره که دلگیرم.. + برای الهه
-
qq bangbang
1391/02/05 08:25
یعنی لعنت خدا بر کارخانه ای که تفنگ های توی خواب آدمها را می سازد همیشه خدا یا گلوله ندارند یا درست جای حساس خواب٬ گیر می کنند ...
-
[ بدون عنوان ]
1391/02/04 16:23
پاک ترین آلودگی ها ٬ خواب آلودگیست . مزامیر باستانی - رساله (افاضات و التعلیم ٬مکتوب فی صفحه التقویم )
-
ای پیرمرد سی مو بوگو
1391/02/03 16:58
بی آزارترین دیوانه ای که در تمام عمرم دیده ام پیرمرد سیه چرده ای بود با پیراهن سفید و شلوار گشاد که سوار بر دوچرخه بیست و هشت خود کوچه های گرم شهر بندری توی تلوزیون جمعه های تعطیل کودکی ام را رکاب می زد و بلند بلند می خواند : دِریا موجه کاکا دِریا موجه
-
برده داری (ویرایش دوم)
1391/02/03 11:12
Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA این داغ را تو بر دل من گذاشته ای حرفی نیست ، اما هیچ کس برده های داغدار را نمی خرد
-
این مردم(4)
1391/02/03 01:02
این مردم موجوداتِ مؤمن و خدادوستی هستند که به مصداقِ «و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین»، غیبتِ غیبت کنندگان را می کنند و دزدی از دزدان و چاپلوسیِ چاپلوسان و خلاصه حالگیری از حال گیرندگان. اجرهم عندالله و من الله توفیق!
-
برده داری
1391/02/02 21:30
Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA بد داغی به دلم گذاشته ای به هرجا می برم، می گویند مال دزدی نمی خریم
-
[ بدون عنوان ]
1391/02/02 08:47
زری خانوم همانطور که با چادر گلدارش یه لنگه پا دم در نیمه باز ایستاده بود و حواسش بود که کسی نگاهش نکند با خوشحالی در را باز کرد و دوید به سمت علی کوچولو که تا در سرویس مدرسه اش رفته بود و ناگهان دوان دوان برگشته بود به سمت مادرش . زری خانم توی عوالم مادرانه اش ذوقمرگ شد که علی برگشته تا به او بوسه خداحافظی بدهد اما...
-
این مردم(3)
1391/02/01 11:52
عزیز من! جانِ من! حق الناس یا همون حقوق شهروندیِ کوفتی فقط این نیست که از دیوار مردم بالا نری! یکیش هم اینه که کل عرض پیاده رو رو با دوستات اشغال نکنی و اونقدر خرامان خرامان راه نری که انگار داری تو پارک ملّیِ ایرلند قدم می زنی. یه نگاه به پشت سرت بندازی می بینی که چهل نفر دارن بال بال می زنن و مثل سگ عرق می کنن که یه...
-
شاید انتظارها به پایان رسیده باشد .
1391/01/31 15:29
چرا گربه از درخت بالا رفت؟ جوگیریات : چون در مسیر برگشتن از شرکت چند تصویر بی ربط دیده بود که از جلوی سبیلهاش رژه می رفتند و تعادلش رو بهم می زدند ولی چون از بصیرت و آینده نگری خوبی برخوردار بود رفت بالای درخت تا سری به سکه ها و دلارهاش بزنه ! کافه تیراژه : چون یکی از ته دیگهایی که محبوبه ( دختر خاله طلعت ) با گریه و...
-
[ بدون عنوان ]
1391/01/31 10:20
- بابایی ؟ - جان بابا ؟ - میدونستی زنهای مصر باستان موهاشون رو از ته می تراشیدند ؟ - نه !!! واسه چی ؟ - واسه زیبایی - پس خوش به حال مردای مصر باستان... - واسه چی؟ -چون هیچ وقت تو غذاشون مو پیدا نمی کردن ... اوووووغ
-
عاشقانه
1391/01/30 13:27
با موسیقیِ نامت می شود ترانه سرود
-
خسته ... با قلبی پینه بسته ...
1391/01/30 12:02
. . . انگار که دل کنده باشم ...
-
شیرین کام!
1391/01/29 20:02
مردمانی همیشه ناکام میان کام گرفتن های بی عشق و عشق های بی کام!
-
.....
1391/01/29 14:45
همه چیز دست به دست هم داده تا روزگارم را بسازند هم چهارپایه هم سقف و هم طناب . .
-
تسلیم
1391/01/28 10:18
چشم بسته لب می سپارم به غیب گفتن ِ بوسه هات. .
-
در هم نزن
1391/01/26 16:56
Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA یک روز سر زده به دیدنم بیا ببین که چطور هر لحظه سفره دلم برایت آماده است
-
شعار
1391/01/26 14:45
شعار یکی از شرکت های تولید کننده وسایل پیشگیری: اول ایمنی ، بعد حال
-
قطب استوایی !
1391/01/24 23:37
همیشه آدما ، یا داغن نمیفهمن ! یا سردن ، خودشون رو میزنن به نفهمی ...