مدتهاست که کوچانده ام
بغض های بی آشیانه را
به لبخندهای ناشیانه.
محرّم ِ ما شدی و محرم ِ دیگری.
اکنون نهال گردو
آنقدر قد کشیده
تا بابت آن قلب تیرخورده ای
که کنده ام
ریشخندم کند.
قرار من باش
تا در مدار تو باشم
چه قرار و مداری بهتر از این !
آمدنت
از باغ ِ پنجره بود
و رفـتنت
در قاب حنجره.
سلام ها که
رنگ روزمرگی بگیرند
دیگر سلام نیستند
فقط کلام اند.
موهایم سفید
از اوهامی عاشقانه
دختر آسیابان به خوابم آمده بود.
نمک گیر شور بختی ام شده ای
نگو که خوشبختی.
عینکش
ته استکانی!
ومن
مست از نگاهش.
دیوار ِ حائل بین ما
از دامن ِ چین دار توست.