عاقبت بخیر

به این پست 

من با تو ما، ما بی تو هیچ 

جانم بیا کاری بکن، سرتا به پایم زهر شد در عقربِ این ساعتانِ مارپیچ

ای مای من، دستم نه...جانم را بگیر و بعد از آن، رَختِ سپید بوسه ات بر این تنِ بی ما بپیچ 

 

از علم،همینقدر مرا بس....

من + تو = ما

ما - تو = هیچ


جام شــراب ریختـــی ؛ از بر ِ من گریختــــــــی 

زود بیا که مزّه اش ؛ بوسه ای از لبان توست



.

رقصنده با گرگ

اسم سرخپوستی من (( ایستاده در باران )) است  

از چادرت بیرون بیا  خانم (( پرنده لگد زن ))  

 

  

مکافات

رگ هوش و حواسم را زد ... تیزی نگاهت ... و من عاشقت شدم !

مرور


چه بگیر و ببندی میشود اوضاع 



وقتی



لبها و چشمهایت را مرور می کنم !



.

بر گیسویت ای گل ! کمتر زن شانه

موهایت را دمب اسبی می بندی  

و به این نمی اندیشی که 

الاغ ها هم دل دارند ... 

  

  

هدفمند !!! کررردن

 

 

- بابایی ؟ 

- جان بابا ؟ 

 

- هدفمند کردن یعنی چی ؟ 

- این چه سوالیه پسرم ؟ هدفمند یعنی دارای هدف ... کردن هم که دیگه مشخصه

 

- پس یارانه ها رد گم کنی بود  می خواستن ترتیبمون رو بدن ؟ 

- آره پسرم البته بصورت هدفمند ... 

 

 

 

دق الباب


قلبت ؛


دری ناممکن!

و کوبه اش ؛


نبض ِ پـُرتمنّـای من !



تفال

دختر سیاه موی توی سایه های قهوه ای

که تکیه داده ای به تخته سنگ و غصه می خوری  

  -

 مرا ببخش ... 

 

فال قهوه ام اگر نبود

اسیر این پیاله توی دست های من نمی شدی