بت آ..مستان ز مستان می زمستان!

 

این زمستان رفتنی ست... 

 

باشد,تمام زغال ها از آن من! 

من دلم به حال تو میسوزد...که رو سیاه ترین مردمانی. 

 

 

سووشون



امسال 
سال جدایی سیمین هاست



ولی این بار

پایان خوشی دارد

در پیوند دوباره اش

با جلال!





روز جهانی زن مبارک




یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش !
از ســـرم بود زیـــاد و بسپـــردم به ننه ش !


.

آفتابحیران



چشمهای تو 
هوایی ابری

و دل من 

گل ِ آفتابسرگردان!



.

وسوسه



دکمه هایت 

در  ِ باغ سیب !


ولی 

من که آدم بشو نیستم.




.

اصل اول!

مردم به طور اتوماتیک خودشون "چیزها" رو پشتت میگن

پس بهتره حداقل "چــیـــزکی" همراهت داشــته باشی!

جاری شدن سخت است

 

رود های سرزمین من مدام می جنگند

با کوه،

          دشت،

                 کویر،       

و کسانی که هر روزدر مسیر آن ها،

                       یک سد افتتاح می کنند

 

 

رنجش



مرنجان دلــــم را که این مرغ وحشی

به تخمش نباشد که رنجانده ای اش





.

شاید...



قدم بگذار

روی این فرش خون

که رگهایم

مهیا کرده برایت.


خدا را چه دیده ای!

شاید جدایی ما هم

جهانی بشود.



.

 

 

 

 

- بابا ؟ 

- جان بابا ؟ 

 

- شما دیروز رای دادی ؟ 

- معلومه که دادم پسرم ... 

 

- به کی دادی ؟ 

- نمیتونم بگم بابایی 

 

- قبلن هم داده بودی ؟ 

- آره پسرم

 

- بعدن هم میدی ؟ 

- آره پسرم  

 

- بابایی یعنی فقط ما باید به اونا بدیم ؟ اونا نباید به ما بدن ؟ 

- خب اونا هم به ما یارانه میدن .

 

- آخیش خیالم راحت شد بابا ! اقلکن مفتی ندادی ...