گهی خر ؛ سوار و گهی خرسوار





هر کس که به احوال ما در نظاره است

بیـنَــد نشیمنگاه ما سخت پاره است


اظهر ز شمس است دلیلش ؛ چرا که دریغ

خود خرسواریم ولی خر ؛ سواره است




خداییش یعنی چی ؟

یک رب مانده یعنی چه ؟ 

 

گزینه یک : یعنی باقی رب ها به فروش رفته و فقط همین یکی مانده است . 

گزینه دو : یعنی سه ربش رفته و فقط یک رب مونده که اینم اگه همت کنی میره . 

گزینه سه :این اصلا رُب نیست بلکه رَب است . اشاره به وحدانیت خداوند دارد . 

گزینه چهار : هیچکدام ... 

 

 + تقدیم به دوستان یک  رب مانده  

 

نامردها!

غمگین ترین شبها, یـلداترین اند...

عاشق هم عاشقهای قدیم



"عاشقهای کنونی"
چونان ساندویچهایی هستند
با یک "نون" ِ اضافه!

سه رقمی شدیم

این صدمین پست سنت کیامهر قدیس در دانه های ریز حرف است . 

امیدوارم کاستی هایم را به بزرگی خودتان ببخشید  

به اینکه در این وبلاگ هستم و برای شما می نویسم  

و ریز نوشته هایم را چشمان عزیز شما می خوانند به خودم می بالم .  

ارادتمند تک تک نویسندگان هنرمند دانه های ریز حرف 

و دستبوس یک یک خوانندگان عزیز و فرهیخته آن هستم . 

ادامه مطلب ...

۱۲ اسفند ٬ تجلی اداره ملی

دوست عزیز !

انتخابات تعیین کننده سرنوشت ماست 

لطفا ٬ با هر فکر و عقیده و سلیقه ای که دارین 

به احترام پرچم سه رنگ ایران

برین به این انتخابات ... 

   

 

تعادل بی رحمانه






دنیا فقیر شد



تا اورانیوم غنی شود.



پست موقت !

ابزار امتیاز دهی به پست ها به طور آزمایشی در وبلاگ قرار گرفته است ! لطفا برای امتیاز دادن به هر پست فقط و فقط یک بار روی ستاره مورد نظرتون کلیک کنید ، بعد از چند ثانیه امتیاز شما هم محاسبه خواهد شد ! ممنون ...

آنسوی خیابان


چرا مرغ از خیابان رد شد؟



جوگیریات : برای آنکه در کافی نت آنسوی خیابان وبلاگش را با بازی ِ« من روزی دوتا تخم میذارم! چرا دوتا؟ پس چنتا؟ » به روز کند.


سطرهای سپید :  برای هیپنوتیزم-درمانی در  مطب دکتر پژمان که  آنسوی خیابان بود.


تیراژه : برای آنکه تا بحال جی اف ِ هیچ خروسی نبوده و میخواست شانسش را در ازدحام قوقولی قو قو ی آنسوی خیابان امتحان کند و شاید هم می خواسته از استاد باقرلو امضا بگیرد.


ابر چندضلعی : اصولن جواب دادن در یکی دو سطر برای من کار مشکلی ست . لذا بی خیال ما شوید لطفن.


مهدی پژوم : عب اور کرد اَن ِ مرغ می توان اَد به دلیل آشفته گی ها یی باش اَد که نمی توان به زب آن آو اَرد  آنچن آن که مولان آ فرمود : من غُل آم ِ قوقول اَم غیر خروس  هیچ مگو.


شازده کوچولو : برای اینکه حالش از اینسوی خیابان بهم خورده بود می خواست خود را محکم بکوبد به سپر ماشینها و متلاشی بشود و انتقام ار ناکامی هاش بگیرد.


محسن فرفری : برای تبلیغ طرح خرمالویی و جدید "بیمه ی ماکیان" .


محسن باقرلو : برای اینکه از آنسوی خیابان دان ِ مرغ ِ غنی شده با دوغ بخرد . شاید هم یه خروس جدید یه رابطه ی جدید یه آغل جدید ....



حاجی! گزینشم کن

هنگام استخدام در ایران 

خانم ها قبل و آقایان بعد از مصاحبه  

به آرایشگاه و اصلاح نیاز دارند .