-
داستان سه نقطه ها ...
1391/08/22 10:28
1) پلاکش خاطرم نیست ، این سه نقطه ها را همینطور که بیایی به من میرسی "..." . . . 2) از قصه ها آموخته ام که به دنبال عاشقانه هایم سه نقطه بریزم تا گم نشوم وقتی که از خیالت بازمیگردم "..." . . . 3) نـــه ، این سه نقطه ها معنی سکوت نمیدهند ، نه ، سکوت که درد ندارد "..." . . . 4) سه نقطه ای...
-
هیس
1391/08/21 20:04
گوش کن تو هم می شنوی ؟! یک نفر در ماورای آسمان ها در دلش دارد به ما می خندد ... .. .
-
اَندَر طَلَبَت ...
1391/08/21 17:30
شده ام کشتیِ یونانی ... نرسیده به ساحل!
-
لا ب لای درد ها
1391/08/21 14:35
داستان این روزهای زندگیم .. شبیه اون یاروئه س ک ازش پرسیدن از قفل فرمونت راضی ئی .. گفت خوبه .. فقط سر پیچ ها اذیتم می کنه .. بعد کلی هم ب خودم می خندم ..
-
یادگاری
1391/08/20 17:15
بعد از رفتنت یادت هم شده مثل گل های خشک شده ی کنار دیوار نه عطری.. نه بویی.. نه طراوتی فقط مصرانه گوشه ی قلبم مانده کاش از اول خشکش نمی کردم.. می گذاشتم که بپوسد..
-
you will die
1391/08/20 09:08
از یک جایی ب بعد من، ایستاده بودم؛ پاهایم از رفتن و تنها رفتن خسته بودند .. از یک جایی ب بعد من ایستادم و فقط زمین بود ک می چرخید، می چرخید و من را ب فکر تو نزدیک و نزدیک تر می کرد .. .. سلام.
-
word or world
1391/08/19 21:31
سلام...
-
او نیز بگذرد
1391/08/19 17:56
دل ندادی با خود گفتم این نیز بگذرد دل شکستی باز هم گفتم این نیز بگذرد دل بریدی و رفتی من ماندم این زمزمه که او نیز بگذرد !
-
محال
1391/08/19 01:03
بر فرض که چرخ سرنوشت بر عکس میگشت ، مثلا هابیل برای دفاع از خود قابیل را میکشت ، بر فرض که پاییز فصل وصل نام میگرفت ، بر فرض هیتلر یهودی بود و یا خلبانان آمریکایی در آخرین لحظه نظرشان تغییر میکرد و بار غم اهالی هیروشیما هیچ وقت به این اندازه نمیشد ، بر فرض که آهو شکار چی بود و شیر شکار ، بر فرض که ... بر فرض که تو هم...
-
The Hope
1391/08/18 21:37
اندی در نامه ای خطاب به رد: یادت باشه رِد...امید چیز خوبیه...حتی شاید بهترین ِ چیزها...و چیزهای خوب هیچوقت نمیمیرن... The S hawshank Redemptio n -1994
-
داستان اسباب بازی ها
1391/08/18 02:03
... .. . - دایی؟ - جونم؟ -مامانم میگه خدا دعای ما بچه ها رو زود برآورده میکنه.راست میگه؟ - آره که راست میگه.مامانت هر چی میگه راسته. -چرا دعای بچه ها رو زودتر از بزرگا برآورده میکنه؟ -چون شماها دلتون پاکه. گناه نمیکنین! - خب شما هم گناه نکنین! اینو که گفت موندم چی جوابشو بدم.بگم نمیشه؟ بگم دست خودمون نیست؟ بگم ... ....
-
کدر
1391/08/17 14:07
"شفاف سازی" یکی از کارخانجات مادر محسوب میشود و تولیداتش در هر سطح از فعالیت های مدیریتی ، اجتماعی ، اقتصادی ، عاطفی و ... کاربرد دارد ، ولی اخیرا با توجه به کمبود شدید مواد اولیه ی این مجتمع تولیدی از جمله صداقت و ... شاهد تعطیلی آن هستیم و مصرف کنندگان از هر قشری به ناچار از فراورده های جایگزینی چون...
-
The Shawshank Redemption
1391/08/16 23:26
اندی : میدونی مکزیکیها در مورد اقیانوس آرام چی میگن؟ رِد : نـه انـدی : میگن هیچ گذشتهای نداره...این دقیقن همون جایـیه که من مـیخوام زندگی کنم...یه جای گرم بدون هـیچ خاطره ای...
-
طعم بوسه
1391/08/16 13:06
اصلا کجا نوشته اند که بوسه شیرین است؟ .... نه ! بوسه شور است نمک دارد آدم را نمک گیر میکند
-
در دامان ِ طبیعت
1391/08/15 16:15
باران ِ اشک هایت آفتاب ِ نگاهت رنگین کمان ِ چشم هایت ... .. . چه کرد با من این طبیعت ِ زیبایت
-
این نیز بگذرد ... این نیز بغض شود ...
1391/08/15 13:32
نه ، نه اینکه مرد گریه نمیکند ... مرد میریزد توی خودش و زیر لب میگوید: این نیز بُغضـ ـرد !
-
زیادی بزرگ شده ام
1391/08/15 01:27
دیگر نه زیر چادر مادربزرگ نه پشت سایه پدرم جا نمی شوم کاش آغوشت را نمی بردی
-
همآغوشیِ تَر
1391/08/14 23:54
یکی صحبت از بوسه های باران به تن هر رهگذری کرد پرسیدم : باران؟ همان که مرا دست در دست چتر دید؟
-
تولید ملی!!!!
1391/08/14 22:29
خیلی وقته در تولید "درد و بدبختی" به خودکفایی رسیدیم.. تو دیگه به خودت زحمت نده خدایا!!!!
-
سلام غریبه
1391/08/14 01:42
دست خودم نیست سلام میکنم به تمام غریبه های شهر شاید نگاهی سلامی آشنا داشت !
-
دق القلب
1391/08/14 01:04
گلدان ها را پر از گل کرده ام و ظرف ها را پر از شیرینی بی چاره خانه ام ، خیال می کند کسی قرار است بیاید
-
باختم
1391/08/13 23:05
نشستم پشت ِ میز شطرنج، روبروی تو. مات شدم، با حرکت ِ رخ ِ زیبای تو . ... .. .
-
[ بدون عنوان ]
1391/08/13 20:00
صفحه ی فیض بوق *دانه های ریز حــــرف*
-
چمدان
1391/08/13 18:09
من از این مثلث متنفرم ... تو ... من ... چمدان ...
-
برخورد نزدیک !
1391/08/12 23:20
به خیالم ، چشمانت از سیاره ی دیگری آمده بودند ! خب ، چه میدانم !! شاید ... مثلا شاید ... برای نمونه گیری از میزان احساسات آدمیزاد ... ! ... و دل مرا بردند ...
-
چار دیواری
1391/08/11 20:56
خطوط روی دیوار اتاقم، نه روز شمار بی کسی هاست، نه زخم های پنجه در پنجه دیوار شدن... ترک هائیست که انبساط تنهایی ام، به قامت دیوار انداخته
-
با اجازه ی سهراب
1391/08/11 17:27
بیزار نباید بود بیزار یعنی گریزان و فکر کن چه محبوس است اگر که ماهی آزاد بیزار از آبی دریای بیکران باشد چه فکر زمخت ِ منحوسی ... .. .
-
یک تکه نان
1391/08/10 21:15
سلام اسم خودشه....سلام علیکم یعنی خدا با شماست... چه چیزی بهتر از اینکه خدا با آدم باشه سلام...
-
سرمای تنهایی
1391/08/10 18:36
دوام نمی آورم سردی پاییز امسال را باید کوچ کنم به قشلاق ِ آغوشت ... .. .
-
بید لیلی
1391/08/10 14:37
تو بیدی نیستی که با نسیم عشق بلرزی بید لیلی ...