-
[ بدون عنوان ]
1391/07/04 09:16
به امید خدا ٬ امشب برای آخرین بار برای صندلی های سازمان ملل سخنرانی خواهیم کرد ...
-
به یاد حسین پناهی
1391/07/03 12:14
چه وقت ِ پرسش از احکام و دین است؟ که مؤمــــــن بر تو ام ؛ آری چنین است شبیـــــــه مــــــــــورچـــه تــــــــوی دواتم و پشت ِ پرسه هایم ...................... ( نقطه چین) است .
-
[ بدون عنوان ]
1391/07/03 08:58
کارمند جماعت تمام دقایق ساعت تمام ساعت های روز تمام روزهای هفته و تمام هفته های ماه را به امید رسیدن تو می گذراند ....
-
کلماتی که به ( تو ) عطف می شوند
1391/07/02 09:21
ب ود ن یا ب دو ن جابجایی دو حرف سرنوشت یک جمله را چقدر تلخ می کند .
-
عادت
1391/07/01 09:14
کاش مردها هم بَه انه ای داشتند تا خل بازی هایشان را حداقل ماهی یکبار بیاندازند گردن هورمون ها ...
-
تنهایی یعنی ...
1391/06/31 00:14
لب خوانی حرف های ماهی قرمز کز کرده گوشه تنگ کوچکی که از عید مهمان اوپن آشپزخانه ی مادر بزرگ شده است ...
-
[ بدون عنوان ]
1391/06/30 01:23
هوای باده و خُم دارم امشب بجای مزّه ؛ آلبوم دارم امشب فقط عکسی برایم مانده باقی به چشمانم تلاطم دارم امشب .
-
ناجیانه
1391/06/29 08:12
من شاه دلـم بی بی خاجی من کمپرسی تو هم گاراجی اســتاد بــلامنـازع دوبـیتــی حـق جوی کچل آرش ناجی
-
[ بدون عنوان ]
1391/06/28 12:07
و عشق انعقاد نطفه ایست در زهدان ِ زنی نازا ..! .
-
تفاوت
1391/06/28 11:56
تفاوت رابطه زناشویی و رابطه قدرتهای بزرگ با ایران اینه که : توو روابط زناشویی ، اول گفت و گو میکنن و بعد فشار میدن. ولی توو رابطه قدرتهای بزرگ با ایران ، اول فشار میدن تا بعدن گفت و گو کنن.
-
شادی یعنی تو
1391/06/28 08:14
مفاهیم تاریکی و سرما در علم جایی ندارند ما نبودن نور و حرارت را اینطور تعبیر می کنیم در دنیا چیزی به نام غم نیز وجود ندارد عدم وجود شادی چنین حسی را به ما القاء می کند ...
-
اشک
1391/06/27 08:27
... شور ش را در می آورد و از چشم آدم می افتد
-
خورشید من
1391/06/26 12:18
روز های بی تو!!! نه... نه درست نیست. بدون خورشید که روز نمیشود لحظه های بی تو بهتر است
-
مهلت بده!
1391/06/24 23:55
نه این که پای رفتن ندارم عزیزم من فقط کمی خسته ام..
-
نچسب !
1391/06/23 23:46
با تنهایی که اخت شوی حس میکنی ... تِفلون پیامبر هستی در سرزمین سیریش ها !! و در هر زمان و مکانی برای انجام رسالتت پا فشاری میکنی . "باز کردن گره های هندزفریت و ... "
-
[ بدون عنوان ]
1391/06/23 12:30
نمی گویم شراب از خُم بیاور و یا سوهــــان ِ روح ِ قم بیاور که من از دین و از دنیا بریدم بــــرایـــم الکل گنـــــــدم بیاور .
-
[ بدون عنوان ]
1391/06/22 15:43
من و تو دست پرورده ی یکدیگریم آنچنان که سراب و خورشید .
-
هیچ هیچ هیچ !
1391/06/22 00:01
در ادامه ی ا ین پست : زمین هیچ و زمان هیچ و هوا هیچ تویی ســـاز من و بی تو نوا هیچ لبت بی قیمت است و در قبالش هزاران مخزن شـمش طلا هیچ
-
آش با جاش
1391/06/21 15:13
قدیم ها کاغذهای زیر کیک یزدی از خود کیک خوشمزه تر بودند باید بچه بوده باشید و از ترس دعوای مادر یواشکی یک گوشه ای تند تند کاغذش را جویده باشید تا بفهمید چه می گویم ...
-
[ بدون عنوان ]
1391/06/21 13:56
گفتـــــــــم که مرا به خانه ات راه بده این شبـــــزده ر ا تــــــــلألؤ ِ مـــاه بده حالا که نـــگین پادشاهی ست لبت یک بوسه به مرد ِ سلطنت خواه بده .
-
مرگ من
1391/06/20 16:22
مرگ من روزی فرا خواهــد رسید که صـــدای گـام او بـا ترس نیست سالهـا این جــان من از مرگ گفت اضطراب از پاسخ این درس نیست پیش ازاینها مرگ درمن جان گرفت پیـــــــــش تر او را کنــــــارم یافتـم این لبــــاس تیــــره را من با همان ســــــردی روح و کلامــــــت بافتم
-
سهم
1391/06/19 13:35
فراوان به یاد میاوریم که چه کسی و چه چیزی قبل از این لحظه ارزشمند آمد ، ما انتخاب میکنیم که همین حالا اینجا باشیم ، تحمل کن . در درون این واقعیت مقدس بمان ، این تجربه مقدس
-
ضرب و شتم
1391/06/19 09:38
به خودش که زورم نمی رسید ... دلش را زدم
-
دفیبربلاتور
1391/06/19 08:17
دستگاه شوک، وجود توست!! وقتی که از درد دلتنگی ات می میرم و تو با ولتاژهای پی در پی _نیم نگاهی، لبخندی، بوسه ای و آغوش گرمی_ مرا به زندگی بر می گردانی... +ممنون از خاله سوسکه عزیز که توی پست قبل به یاد من بود...
-
بی صدا می لرزیم
1391/06/19 00:53
این روزها نه صدا از دیوار، نه از تلفن های سایلنت ، این روزها فقط تق ادم هاست که در می آید
-
[ بدون عنوان ]
1391/06/18 20:21
در ادامه این پست : حالا که نیستی نامت را میگذارم "کابوس" ... تا حداقل ، با این خیال خوش باشم که هر شب میبینمت !
-
[ بدون عنوان ]
1391/06/18 16:49
اگـــرچه از وفـــــــــا دم می زدم من ولیکن حــــرف مبهـــم می زدم من سر ِ من خورد بر سنگــی که روزی مدام آن را به سینه م می زدم من .
-
به سلامتی همه خواهرا و مادرا مخصوصا عمه ها
1391/06/18 16:24
نه یک دوش آب گرم نه یک ماساژور تایلندی نه یک پک عمیق سیگار نه مزمزه کردن لبه ترش و شور یک پیک تکیلا نه حتی خواب راحت چند ساعته و نه حتی یک سفر محشر چند روزه به بهترین ساحل دنیا گاهی وقتها هیچی اندازه یه فحش آبدار نمیتونه آدم رو انقدر سبک کنه ....
-
لالایی مع الصلوات
1391/06/18 05:00
تختم فقط یک سنگ کم دارد وقتی که دیگر به خوابم هم نمی آیی...
-
فال
1391/06/17 12:01
هر وقت که قهوه می خورم ، در فنجانم پیرزنی به خرید می رود با زنبیل چرخ داری که هر روز، خالی تر و سنگین تر می شود امروز دیدمش که می رفت و فقط پایش را پشت سرش می کشید