-
[ بدون عنوان ]
1391/06/16 14:02
نمــی خواهم خراباتی بگویم و یا نــاخالص و قــاتــی بگویم بیاور پسته با یک پنج سـیری هوس کردم کمی لاتی بگویم .
-
دم به دم !
1391/06/16 00:13
ریه های سیلی خورده ... هوای این شهر روی نفس هایمان دست بلند میکند : سمفونی صدای سرفه ها !!
-
[ بدون عنوان ]
1391/06/15 21:36
خیــــابــــان ولیعــصــــــر و تو با من دوتا روحی که جا شد توی یک تن قــطــــــار مـــرگ از تـجــــریش آمد و مـــــا در ایــستـــگـــــاه ِ راه آهن .
-
دانه های ریز حرف یکساله شد ...
1391/06/14 22:00
مثل آن شبهای روشن سرخ کودکیهایمان که آسمان دل دل میکرد که برف ببارد...مثل همان شبهای سرد که یک بخاری نفتی تمام دنیایمان را گرم میکرد با ذوق از پنجره کوچه را نگاه میکردم و خدا خدا میکردیم تا دانه دانه برف ببارد...ببارد...آنقدر ببارد که فردا که چشم باز میکنیم کوچه سپید باشد...که کوچه آدم برفی باشد...تا دستکشهای بافتنی...
-
[ بدون عنوان ]
1391/06/14 10:44
چه بی مصرف شدم من؛ فایده م کو؟ و آن عشقی که می شد عایدم ؛ کو؟ دلـــــــــــم از دیــن و از دنیـــا گــرفتــــه "بــــزن تــــار " و صــــدای هــایده م کو؟ .
-
تقدیمی
1391/06/12 12:38
می نویسم "ت" بخوان ت نهایی بخوان ا شک بخوان ر نج بخوان آ ه بنویس "ت" میخوانم تارا میخوانم تارا میخوانم تارا +تقدیم به آرشمیرزا به خاطر نوشته های قشنگش
-
هیچ
1391/06/10 19:19
وقتی که نور خورشید تنهاییتو تو صورتت تکرار میکنه وقتی که موج دریا دلیتنگیتو بیشتر میکنه وقتی که باد مدام دلشورتو بیشتر میکنه و تو محکومی به تحمل و دیگر هیچِ هیچُ هیچِ
-
کارت پستال
1391/06/09 23:55
دریا و قایق صحرا و آهو رودخانه و ماهی یا آسمان و ستاره فرقی ندارد... تو همیشه هستی و من گمشده ام در تو
-
بگذار من هم ببینم
1391/06/08 20:55
چشمان تو پاک و زیباست بگذار من هم ببینم در چشم تو عشق پیداست بگذار من هم ببینم وقتی غزل می سرودی دیدم پر از نقطه چین بود چیزی در این نقطه چین هاست بگذار من هم ببینم
-
خر-تو-خر نیوز !
1391/06/07 18:02
در یک عملیات محرمانه یکی از عوامل گسترش فساد و بی بند و باری های رفتاری در جامعه از ادامه ی فعالیت های مزدورانه ی خود باز ماند ! آخرین خبر ها حاکی از ممنوع التصویر شدن این هنرمند نمای شیاد ، ج.ی.گ.ر ، متهم ردیف اول پرونده ی بزرگ " بد آموزی های رفتاری" است . گمانه زنی ها مبنی بر دست داشتن استکبار جهانی در این...
-
دچار یعنی عاشق
1391/06/05 21:47
شدم بی تو دچار لاعلاجی اسیر لحظه های هاج و واجی به پایان آمد این شعرم دوباره ارادتمند تو : امضاء ناجی .
-
سپید
1391/06/05 14:59
دوستت دارم بی وزن بی قافیه من تو را بی هیچ قانونی، سپید سپید دوست دارم..
-
اثباتیان
1391/06/04 13:18
دروغ ، چه خوب باشه چه بد دروغه بد ، چه راست باشه چه دروغ بده خوب ، چه راست باشه چه دروغ خوبه
-
در بند سـ.ـانسور...
1391/06/03 22:44
نگوییم که بزرگان ادبیات تاریخ ما تکرار نشدنی هستند ... حافظ های این زمانه شکوفا نشده محکوم به آلزایمر میشوند !
-
مرگ
1391/06/02 09:36
همیشه می گفت فقط مرگ می تونه ما رو از هم جدا کنه اما هیچوقت نگفته بود که مرگ همون دختر بلوند و چشم آبی همسایشونه!!!
-
دچار شدیم
1391/06/01 21:38
آخر بازیست و ما دُچار شدیم من 2 تو 4
-
[ بدون عنوان ]
1391/06/01 18:38
پدر گرمای غم را سرد می کرد پدر فریــــاد از نامــــــرد می کرد پدر با نان گـــــرم آمــــــد ولیکن دوتا پهلوش خیلـی درد می کرد .
-
[ بدون عنوان ]
1391/06/01 02:29
قلم گوید به کاغذ : ناتوانی! ولی من با زبان بی زبانی به رسم کودکیها می نویسم: "فراموشم نکن تا می توانی" .
-
تکریم ارباب رجوع
1391/05/31 18:40
تکریم ارباب رجوع بسیار کار خدا پسندانه یست ، خاصه آنکه آن ارباب رجوع محترم ، از بانوان مکرمه باشد.
-
[ بدون عنوان ]
1391/05/31 12:19
همیشه دست ِ یاری داری ای عشق گــلی ســرخ و اناری داری ای عشق چــــــرا بـــا من که تنهـــا و غریبــــــم ســـر نــاسازگـــاری داری ای عشق؟ .
-
[ بدون عنوان ]
1391/05/30 13:11
نبینم تــــوی دام ِ غم بیفتــی ویا درغصـــه و مــــاتم بیفتــی از آغـــــوش خودم یادی بسازم که تا شاید شبــی یادم بیفتی .
-
[ بدون عنوان ]
1391/05/29 21:03
از دیگران بپرسید "یک شب چند روز طول میکشد؟!" مطمئن باشید آنهایی که به شما میخندند آدمهای تنها یی نیستند !
-
عیدانه
1391/05/29 00:47
بگیــرُم جــــــای قهوه ؛ فال ِ ابروت خوشه حــــال ِ مو از احوالِ ابروت تو که قرص قـــــــمر توی چشاته! چه بی جا باشه استهلال ابروت .
-
[ بدون عنوان ]
1391/05/28 14:41
زود بیا ! خوب شود حالمان چفت شود گودیِ انداممان .
-
تهران..امروز..سی دقیقه ی بامداد..
1391/05/28 07:30
تب کردم میان چروکهای ریز چشمانت تبریز شده ام و ... بی وقفه می لرزم.
-
[ بدون عنوان ]
1391/05/26 12:10
لب از گفتن نبندی هم چه سودی؟ مخاطب؛ جمع ِ کوران و کران است .
-
النظافةُ من الایمان
1391/05/24 11:42
" زنده شورتُ ببرن " برای عزیزی که بوی گند گرفته از بس حموم نرفته استعمال بفرمائید
-
ای خاک ای ضحاک
1391/05/23 21:27
داریم با هم بی حساب می شویم ... - همسنگ گل و درختی که زاییده ای هر روز از عزیزان ما جان می ستانی - در عجبم که تو عزیز را چه بنامم خاک یا ضحاک ؟ - فطریه من تقدیم به آذربایجان ...
-
خنده بازار !
1391/05/22 23:25
پسرک هنوز گیج و منگ بود ... درد دستانش اجازه نمیداد به چیز دیگری فکر کند ... صدای باز شدن در حواس پسرک را بسمت در خیره کرد ... پرستار با خوشرویی سعی میکرد حس ترحمش را قورت دهد ... ولی لحن معصومانه ی سوال پسرک در مورد مادرش قطره ی اشکی را از بند اختیار چشمانش فراری داد ... پرستار به بهانه ی روشن کردن تلویزیون اتاق...
-
دو بالش دارم
1391/05/22 19:39
هر شب روی تخت من زنی تنها می خوابد و من تا صبح ، به آرامی اشک هایش را پاک می کنم