-
حکمت
1391/05/22 16:15
خدایا به هر کس که دوست میداری بیاموز که تابستان از زمستان گرم تر است؛ و به هر کس که بیشتر دوست میداری بیاموز که اودکلن کار حمام را نمیکند! پ.ن: یکی میل زده بود.
-
سلام من
1391/05/22 12:08
تو رو خدا فکر کن.. تا همین دیروز من جزو خواننده های همین وبلاگ بودم و آرزو داشتم یکی از نویسنده هاشو از نزدیک ببینم و ازش امضا بگیرم !!!! اما حالا شدم جزو نویسنده هاش عجب بالا و پائین داره دنیا!!!!!!!!!!
-
پرواز دلی
1391/05/21 00:10
دلم برات پر زدو رفت و رفت و رفـتــــــــــــــــــــــــــ... تا روی بوم یکی دیگه نشست
-
آوای آوارگی
1391/05/20 22:38
بم میشوم زیر آوار نبودنت
-
کمترین
1391/05/18 16:41
خاک هم نشدم تا لااقل پیکر بی جانت را به من بسپرند. .
-
پنجه در پنجه ی آفتاب
1391/05/16 22:59
پیشانی ام را میبوسی و ... ماه پیشانی میشوم.
-
مرغانه
1391/05/15 13:49
نشــی اغـــــــوا بـــــــرای آب و دونت بپــــوشون توی کوچــه سینه ؛ رونت همه دنیـــــا به تخمت هم نیــــــرزد که پـــول می سازه اون سولاخ ....نت .
-
روزه خواری
1391/05/14 11:18
نمی دونم این روزا چرا اینقدر تعدا مسافرا زیاد شده ؟!!!
-
حمید مصدق در صف مرغ :
1391/05/13 20:39
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره مرغی از آغل همسایه مان دزدیدم باغبان از پی من تند دوید تخم آن مرغ را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه مرغ با قدقد و ناله از دست من افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز ، سالهاست که در ذهن من آرام آرام خاطره ی نیمرو و جوجه می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چرا...
-
!!!
1391/05/12 12:49
نام کشور : مولدووا / پایتخت: چیسینائو ( کیشینف سابق ) / نوع حکومت: جمهوری / جمعیت: 4.446.455 نفر / واحد پول: لو مولداوی / شهرهای مهم: تیراسپول, بلتسی, بِندری / تعداد دانشگاه : 1 دانشگاه و 1 پلی تکنیک / مهم ترین منبع اقتصاد : مزارع بزرگ اشتراکی میوه ( به ویژه انگور برای شـــ.ـــرAب ) / از دسامبر 1991 از سوی جامعه بین...
-
مسخره است ...نه؟
1391/05/11 19:48
چه غریبانه میگرییم در آغوش یکدیگر هر کدام از غم کسی دیگر..
-
ورژن کارمند فروغ فرخزاد !
1391/05/10 23:09
خرید را بخاطر بسپار ... حقوق تمام شدنیست !
-
[ بدون عنوان ]
1391/05/09 22:12
انگار که روزه گرفته باشد روزگارم ! لحظه ای هم شده لب به آرامش نمیزند ... پس کی دوباره نگاهت بر بام زندگیم اذان خواهد گفت ؟!
-
همه چی آرومه
1391/05/08 00:25
همه چی ارزونه من چقد خوشحالم خوش خوشانم میشه خودمو می مالم یخچالم لبریز از سینه ؛ بال و رونه من چقد خوشبختم همه چی ارزونه .
-
مسـتیـح!
1391/05/05 18:13
هنوز خمارم به بوسه ای از تو حتی اگر یهودای خائنم باشی...
-
کلمه بازی
1391/05/03 17:19
نامت ازقلم افتاد و من تمنا نوشتمش . .
-
تورم در تخیل
1391/05/02 16:12
ز مرغــــانی شکــــم پُر بی نصیبم و خواب تخمش انـــــدر خواب بینم .
-
جاکائیل
1391/05/01 19:25
و در روایات آمده است که همانا در بهشت ، فرشته ای است به نام جاکائیل که برای مومنین حوری جفت و جور می کند. پ.ن: یکی اس زده بود.
-
نوبرانه
1391/05/01 00:44
گیلاس یا انار، چه فرقی می کند تا تو نیایی طعم دهان من عوض نمی شود
-
دروغ
1391/04/31 18:36
دختر از پسر پرسید که : دوسم داری ؟ پسرک مونده بود که چی بگه. بدست آوردن دل دخترک در ازای باطل شدن روزه ش بود.
-
دوقلو
1391/04/31 14:41
گوشهای تو لاله دارند ولبهای من لادن . .
-
نارنجی
1391/04/30 13:25
عشق که تمام شد من دم ِ در بودم توی یک کیسه راس ساعت 9 شب ! .
-
بابا نان آورد
1391/04/29 20:01
دیالوگش با شما یک داستانک یا یک جمله و یا شعر کوتاه راجع به این تصویر بگین .
-
پشت وانت نوشت
1391/04/28 15:47
رفیقان آمدند .... دشمن به فریادم برس!
-
باشم یا باشی ؟
1391/04/27 10:04
به نظر من جمله حمایتی عشقولانه " مواظب خودت باش" اصلن هم حمایتی و عشقولانه نیست. چون این کارو که خودم بلدم ، دیگه نیازی به گفتن طرف مقابل نیست. به جای این جمله ، میشه گفت: " مواظبت هستم" که از جمله اول خیلی حمایتی تر و عشقولانه تره.
-
[ بدون عنوان ]
1391/04/26 09:15
سینما پارادیزو - جوزپه تورناتوره روزی روزگاری سلطانی ضیافتی ترتیب داد که همه شاهزاده خانمهای قلمرو اش در آنجا بودند. یکی از نگهبانان به نام بستا، دختر سلطان را دید که قشنگترین دختر آن سرزمین بود و فوری عاشقش شد. اما یک سرباز بیچاره در مقابل دختر سلطان چه کاری از دستش بر میاد؟ یک روز ترتیبی داد که بتونه باهاش صحبت...
-
رییس مسعود کیمیایی
1391/04/25 17:42
باباتو می شناختم قدیما با آفتابه عرق می خورد حالا "ضا"ی ولضالین نمازشو قد اتوبان قم می کشه ! .
-
خون بس
1391/04/25 14:03
احساس یائسه بودن می کنم از اینهمه بی قاعدگی !! .
-
دغدغه های مرغی تخمی
1391/04/25 08:55
خانوم مرغه : مرد ! چقدر تو بی غیرتی ... ندیدی اون آقاهه به من چی گفت ؟ آقا خروسه : چی گفت عزیزم ؟ خانوم مرغه : گفت رونت رو بخورم آقا خروسه : غصه نخور عزیزم ! تا چند وقت دیگه تخمت رو هم نمیتونن بخورن ... + منبع : از طنزهای قدیم گل آقا
-
[ بدون عنوان ]
1391/04/24 11:22
- شب تاریکیه خانوم کوچولو! زن برگشت تا مردی که او را کنار ماشینش گیر انداخته بود ببیند - خوب جیگر ! تو چیکاره ای ؟ دست زن روی گلوی مرد کمانی نقره ای رسم کرد . فریاد و در نهایت خر خر مرد ... زن تیغ جراحی را بزمین انداخت ، سوار ماشینش شد و به هیکل متشنج و درهم پیچیده گفت : - جراح هستم ، چطور مگه؟ + منبع : مکتوب مسدود...