-
پا نداشتن آدمهایی که موتورسواری دوست دارند ممنوع!
1391/04/23 22:44
. ما در سر کوچه مان یک دکه ی بلیط فروشی داریم که همیشه یک آقای پیری که اسمش آقا سلیمان است در آن مینشیند. آقا سلیمان در جوانیهایش در جاده چالوس تصادف کرده و الان پا ندارد و یک موتور سه چرخه دارد. آقا سلیمان میگوید آن زمان که پا داشته است در شهربازی دیوار مرگ بوده است و در آن یک دستی موتورسواری میکرده است و دخترها خیلی...
-
دیشلمه
1391/04/23 17:17
لبــش ؛ طـــلا کمرش ؛ باریک بغلش ؛ قــنـد داغ و لب سوز . . . . نه! . . این چای دم کشیده تر از خیال من است..
-
سیخونک
1391/04/22 21:16
هی نــــــخ نده و اشــاره از دور نکن این دِپ زده را به عشق مجبور نکن برهــم نزن این سکوت ِشبهـای مرا انگشت بــه آشیـــان ِ زنبـــــور نـکن .
-
ردیف باش
1391/04/21 13:03
تو که ردیف باشی شعرها ٬ وزن و قافیه نمی خواهند .... ... .. . ردیف باش لطفا ...
-
نسیم بهشتی
1391/04/21 09:25
وقتی توو خیابون طالقانی داری گرمای تابستون رو تحمل میکنی، وزیدن نسیم خنک بهشتی به صورتت ، نزدیک شدن به سفارط آمر.یکا رو بهت یاد آوری میکنه. حالا نمی دونم این خصلت سفارت از زمان قدیم بوده یا از بعد اشغالش همچین خاصیتی پیدا کرده ؟ :-)
-
زردروی عاشق
1391/04/20 14:56
رنگم را نمی دانم ولی وقتی میخوانی برایم "زرد ِ مات ِ قناری" می شوم .
-
Lost...
1391/04/19 22:56
هر چه بیشتر خودشان را گم میکنند ، بیشتر به خودشان میرسند ... بعضی ها !
-
[ بدون عنوان ]
1391/04/19 12:48
هر وقت غم و سختی و تلخی و گرانی به شما خیلی فشار آورد به این فکر کنید که سال بعد این موقع ٬ عمو ا . ن دیگر رئیس نیست و دو سال بعد این موقع یحتمل پشت میله های زندان دارد آب خنک می خورد /. اینطوری دلتان خنک می شود و تحملگاهتان فراخ ...
-
امروز
1391/04/18 09:37
خسته از انق*لاب و آزا*دی ٬ فندکی در می آوری شاید هج*ده تیر بی سرانجامی توی سیگار بهمنت باشد ... (( سید مهدی موسوی ))
-
برای هاله
1391/04/17 10:47
فیلم مادر - استاد علی حاتمی جلالالدین : عشق سپر بلاست. مادر نگاه عاشقارو داره امروز، و امشب امید دیدار یار غلامرضا : تازه این پلو هم، پلوی عروسیشه نه عزا مادر میخواد عروسی کنه ، عاشقا عروسی م یکنن دیگه مادر : پُر بیراهم نمیگه بچه م . اینم خودش یه وصلته . وعده من با عزیزم امشبه ...
-
نصیب
1391/04/16 15:25
با اجازه از مصدق بزرگ و فروغ عزیز و شاعر ارجمند آقای نوروزی ؛ من هم جسارت کردم و روایت خودم را نوشتم : سالها رفته و من غرق ِ این پندارم : که چرا قصه این سیب ؛ دهد آزارم؟ باغبانی که پی ام تند دوید سیب ِ سرخ ِ دل من را می دید!؟ پی من تند دوید تا که آگه کند از راه و خطر تا بگوید : بکن از عشق حذر! . شاید او هم روزی پی ِ...
-
[ بدون عنوان ]
1391/04/16 10:50
با به روز ترین و متد ها ، با استفاده از استاندارد ترین مصالح و بهترین ماشین آلات ، با بهره گیری از دانش مجرب ترین متخصصین ، با ... بله ، ما خیلی وقتِ که دلهامون رو با یک همچین کیفیتی بتن ریزی کردیم که مبادا ... ولی ...
-
دورت بگردم آزادی
1391/04/14 13:25
فیلم بوی پیراهن یوسف اونجا که نیکی کریمی به میدون آزادی نگاه می کنه علی نصیریان تو آینه می بینه و از نیکی کریمی می پرسه ؟ می خوای بازم دورش بگردم ؟ و علی نصیریان هم دور میدون آزادی می گرده و همینطوری هی چند بار دور آزادی می گردن به نظرتون اگر نیکی کریمی همونجا توی پاریس می موند و هیچ وقت به ایران نمیومد دلش انقدر برای...
-
من و ابی
1391/04/13 20:09
ساده بودی مثِ سایه مثِ شبنم رو شقایق مثه بوسه های موجی روو تن ِ خسته ی قایق بی تو شب دوباره آینه روبروی غم گرفته اسمتو بارون ِ چشمام؛ توی کوچه دم گرفته واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم قبله گاه من چشاته ؛ شده محراب سجودم وقت راهی شدن تو کفترا شعرامو بردن دونه دونه واژه هامو کندن و با گریه خوردن رفتی و شب پر شد...
-
انزوا
1391/04/12 16:37
در زوایای پنهانش تار تـنیده بود و شتـّه را پروانه می دید عنکبوت . .
-
یکی بود ... یکی نبود ... !!!
1391/04/11 22:58
... علوفه ی حیوانات کم و کم تر میشد ... همه به جان هم افتاده بودند ... سگ ها به جای نگهبانی به آزار و اذیت جوجه ها میپرداختند ... پیر مرد دوره گرد خبر از زمستانی سخت آورده بود ... صاحبان زمین های کوچک همسایه هرکدام به تصرف قسمتی از مزرعه مشغول بودند ... دیگر ادای احترام به یادبود موسس مزرعه نه بخاطر احترام و اعتقاد...
-
دانشجوف
1391/04/11 20:49
پدیده ای است که یک دانشجو بین استاد و دانشجوی خواب آلود قرار می گیرد ، بطوریکه جلوی استاد را می گیرد و دانشجوی خواب آلود می تواند با خیال راحت چرت بزند.
-
...09
1391/04/11 17:01
دریـــا متــلاطــم است ! نــوحـی دیگر.. فــرهــاد ! بــرو بـه سمت کــوهـی دیگر ای کـــاش شبیـــه ایـن غلطــها بــــودم : صفرنهصد وحسّ وحال و روحی دیگر! .
-
راه رفتن داداش کوچک علیرضا روی پیانو ممنوع!
1391/04/11 15:00
. راه رفتن داداش کوچک علیرضا روی پیانو ممنوع: این تابلو برای این است که دیروز ما و بقیه ی دوستهایم در محل برای تولد سما دخترخاله ی علیرضا به خانه ی آنها که یازده تا ایستگاه مترو از ما دور میباشد رفتیم. آنها در خانه شان یک پیانو دارند که سما دکمه های آن را با دست فشار میدهد و آهنگ میزند. وقتی سما به دستشویی رفت من دیدم...
-
[ بدون عنوان ]
1391/04/10 23:17
این روزها دلم بیشتر از همیشه میگیرد ... ... بهانه ی نبودنت را
-
تیر لعنتی
1391/04/10 14:29
تمام خاطرات را ردیف کرده ام و بجای قافیه قافله ای است که دارد تو را می برد حکایت قلب و تیر ؛ کهنه شده تیر به ماه خورده این بار و ماه مرا از من گرفت این تیرماه لعنتی غزلم نمی آید مرثیه ای باید...... .
-
ناجی
1391/04/10 14:09
زود است برای زمزمۀ لبهای یک مرد "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" قندیل ها تشنۀ طرحی از آتش اند جامی بنوش,شعری بگو و زود برگرد + برای آرشمیرزا
-
طلب ( خیر )
1391/04/10 08:23
برای انتشار این پست استخاره کردم (( بد )) آمد ...
-
چسباندن زنجیرهای هیئت به چرخ ماشین ممنوع!
1391/04/09 17:09
. چسباندن زنجیرهای هیئت به چرخ ماشین ممنوع: این علامت برای این است که آدم در ماه محرم که امام حسین شهید میباشد باید زنجیر کوچولوهایی که بابای مسلم که رئیس هیئت است به آدم میدهد را بگیرد دستش و بعضی وقتها هم بزند به پشتش و پیاده توی خیابانها راه برود و شربت بخورد و کلی کیف بکند و آخرش هم برود توی حسینیه قیمه سیب زمینی...
-
به یک اشاره
1391/04/08 23:35
پیش از آن که بگویی خداحافظ رفته ام..
-
اندر حکایت گرانی!
1391/04/07 23:38
از این پس در ضرب المثل "گربه دستش به گوشت نمیرسه،میگه پیف پیف بو میده" می توانید به جای واژهٔ گربه ،از لفظ آدم استفاده کنید!
-
خاطرات شمس العماره
1391/04/07 09:18
یوم اربعه هفتم شعبان المبارک سنه دو هزار و دوازده : امروز ظهر به میمنت رجعت رادین میرزا ( آقا زاده نرجس باجی ) از سفر حج ٬ استاد کریم ممقانی (طباخ باشی دربار) از گوشت گوسپند قربانی تازه ذبح شده ٬ کباب بره طبخ کرده بود و داشتیم فارغ از کار پر مشغلت مدیریت جهان گوشت تازه بره به نیش می کشیدیم که یکهو دیدیم خاجه سنجر اذن...
-
امان از این تعارفات
1391/04/06 08:23
همکار متاهلم ٬خانم ... وسط حرفهایش بی منظور می گوید : جات خالی دیشب انقدر راحت خوابیدم من هم خنده ام می گیرد و می گویم : دوستان به جای ما
-
سارقة
1391/04/05 09:01
به جرم سرقت دستگیرش کرده بودن. کارش دزدیدن قاپ پسر مردم بود.
-
رد شدن ماشینهای بزرگ مثل پرادو از کنار پیکان کریم آقا ممنوع!
1391/04/04 15:13
. رد شدن ماشینهای بزرگ مثل پرادو از کنار پیکان کریم آقا ممنوع: کریم آقا یک آدمی است که در سر خیابان ما مسافرکش میباشد. او همیشه اول خط که سر خیابان ما است وایمیستد و داد میزند "آزادی-دور میدون". بعد هر وقت یک ماشین بزرگ مثل پرادو از کنار ماشینش رد میشود همینجوری تا دور بشود آن را نگاه میکند و بعد که رفت آه...