دچار یعنی عاشق


شدم بی تو دچار لاعلاجی
اسیر لحظه های هاج و واجی

به پایان آمد این شعرم دوباره
ارادتمند تو :

امضاء

ناجی 




.

سپید

دوستت دارم 

بی وزن 

بی قافیه 

من تو را بی هیچ قانونی، سپید سپید دوست دارم..

اثباتیان


دروغ ، چه خوب باشه چه بد دروغه

بد ، چه راست باشه چه دروغ بده

خوب ، چه راست باشه چه دروغ خوبه


در بند سـ.ـانسور...



نگوییم که بزرگان ادبیات تاریخ ما تکرار نشدنی هستند ...

حافظ های این زمانه شکوفا نشده محکوم به آلزایمر میشوند !



مرگ

 

همیشه می گفت فقط مرگ می تونه ما رو از هم جدا کنه 

 

اما هیچوقت نگفته بود که مرگ همون دختر بلوند و چشم آبی همسایشونه!!!

دچار شدیم

آخر بازیست و ما دُچار شدیم
من 2
تو 4



پدر گرمای غم را سرد می کرد
پدر فریــــاد از نامــــــرد می کرد
پدر با نان گـــــرم آمــــــد ولیکن 
دوتا پهلوش خیلـی درد می کرد

.


قلم گوید به کاغذ : ناتوانی!
ولی من با زبان بی زبانی 
به رسم کودکیها می نویسم:
"فراموشم نکن تا می توانی"



.

تکریم ارباب رجوع

تکریم ارباب رجوع بسیار کار خدا پسندانه یست ،

خاصه آنکه آن ارباب رجوع محترم ، از بانوان مکرمه باشد.



همیشه دست ِ یاری داری ای عشق

گــلی ســرخ و اناری داری ای عشق

چــــــرا بـــا من که تنهـــا و غریبــــــم

ســـر نــاسازگـــاری داری ای عشق؟


.