3


خدایا..

خودمونیم

واقعا" یه دونه سیب ارزش اینکارارو داشت..؟!


نظرات 9 + ارسال نظر

اتفاقا خدا رو شکر که کار به اینجا رسید.زندگی کردن بدون مسیولیت و عقیده و اختیار و انتخاب قشنگ نیست.
راستی چه جوریاس؟اینجا چند تا نویسنده داره؟:)

جزیره 1391/09/16 ساعت 18:10

منظورت همون گندم بود؟

نورا 1391/09/16 ساعت 18:15

لایک این جا چی شد؟ یعنی یه ماه نبودم کلا همه چی تغیر کرده

راد 1391/09/16 ساعت 18:20 http://mmrad.blogfa.com

نورا راست میگه
اینجا بود و لایکش!!! چی شده

من به این پست like+++++

ولی تو مو بینی خدا پیچش مو ... آره جونم :)

[ بدون نام ] 1391/09/16 ساعت 18:51

چقدر سطحی
لازم نیس واسه قشنگ نوشتن هرچی از دهنمون درمیاد بنویسیم
شما ها فک میکنین کلاس داره اینجور نوشتن؟
واقعا که واقعا

علیرضا 1391/09/16 ساعت 20:32

نورا و راد !
حدود یک ماه پیش بنا به دلایلی از جمله ضعف و ایراد ابزار که موجب استفاده ی نامناسب میشه کد امتیاز دهی به مطالب از قالب حذف شد !
متاسفانه ابزار جایگزینی هم برای بلاگ های غیر وردپرسی وجود نداره
جز دکمه ی +1 گوگل که اون هم به نظر با فید بلاگ اسکای مشکل داره

mania 1391/09/16 ساعت 21:01 http://blackswan.blogsky.com

سیب بهانه بود! دلش با ما نبود...

نه هیچی اارزش این هبوط رو نداشت

فریده 1391/09/18 ساعت 10:33

اصلا استایل زندگیمون سر وکله زدن با میوه های ممنوعه ست...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد